ميرزا محمد هادي علوى شيرازى
190
سفرنامه ميرزا ابو الحسن خان شيرازى ( ايلچى ) به روسيه ( فارسى )
زود به حال اين اخلاص كيش ترحم نفرمايد ، در اينجا خواهم بر طرف شد ، از خوف پادشاه خودم . باقى ، از اسم و نام نيك كه ايمپراطور اعظم در روى دنيا دارد متوقع هستم كه چارهء امر مرا او به نيكنامى خود فرموده باشد . حال اميدى كه دارم از خداست و از ايمپراطور اعظم . زياده عرض نكردم ديگر امر ، امر امپراطور است . » بعد از نوشتن و اتمام عريضه ، جنرال اوروف كه از دوستان صاحبى ايلچى مىبود به ديدن آمده عريضهء مذكوره را به خط اروسى ترجمه نمود ، و به صاحبى ايلچى داده كه در حين رفتن بساناويچ تسليم او نمايند و به منزل خود رفت . در همين روز بساناويچ خدمت صاحبى ايلچى آمده ، اصرار زياد كرده كه به ملاحظهء خانهء عجايب المخلوقات كه در آنجا چيزهاى غريب و عجيب مىباشد رفته باشند . صاحبى ايلچى قبول فرموده ، به همراهى او و ساير مهمانداران و همراهان روانهء آن خانه شدند . در آنجا ملاحظه شد كه خانهء بسيار وسيعى سه چهار طبقه ساختهاند و جمعى سرايدار و عملهجات و جنرالها به جهت محافظت آنجا تعيين كردهاند . تمامى در سر طبقات و عمارات آن خانه گردش نموديم . در هر جا و هر مكان و هر اوطاق آن ، صندوقها راه صاحبى ايلچى آمده ، به عزت تمام ، صاحبى را داخل خانه نمودند و در جميع طبقات و عمارات آن خانه گردش نموديم . در هر جا و هر مكان و هر اوطاق آن ، صندوقها ، و كتابدانها ، از آينه ساخته گذاشتهاند و در ميان آنها شيشههاى بسيار عرق پر كرده ، سر آن را محكم بسته و در ميان شيشه يك نوع جانورى يا يك قسم مخلوقى كه غرابت كلى دارد گذاشتهاند ، از مقولهء آدم دو سر و يك تنه ، و آدم يكسر و دو تنه و همچنين جانوران به اين قسم ، و اطفال كه سقط شدهاند ، از يك ماهه الى يك ساله و جانوران ديگر آنچه به خاطر برسد در آن شيشهها گذاشته بودند . از جمله چيزهاى بسيار غريب ، يكى اين بود كه نفس مردى را قطع كرده در شيشه نگاه داشته بودند كه بىاغراق نيم ذرع قد داشت و قطر آن هم به قدر قد آن بود و فرج زنى را نيز بريده ، در شيشه گذاشته بودند كه پنج گره طول و سه گره عرض داشت ، و ديگر در طبقات اين خانه هر قسم مخلوقى از وحوش و طيور ، و جانوران بحرى و برى و هوائى ، و كوهى و زمينى ، كه به خاطر خطور نمايد گرفته و لاشهء آن را خشك كرده ، در آنجا گذاشتهاند . مثلا فيل و كرگدن ، و شاخ كرگدن و هلاهل و شير و پلنگ ، خرس ميمون ، و غيره و هر چيز كه جناب بارى خلق كرده ، حتى پشه و شبپره و شپش و كيك به همان هيأت كه در جاندارى مىبودند ، خشك شده ، در اين مكانها گذاشتهاند . كاسه پشت در اينجا ملاحظه شد كه هر يك دو ذرع سه ذرع عرض و طول داشتند . ديگر جانوران نديده و نشنيده به هيأتهاى غريب و به اقسام عجيب در اين مكانها اينقدر ملاحظه شد كه چشم از ديدن آنها خيره ماند ، پوست آدمى را كنده و چيزى در آن كرده ، به تركيب آدم ايستاده ، در جائى گذاشته بودند ، به قسمى كه جميع اعضاى او نمايان بود ، و بدون اغراق سه ذرع قد و قامت بلكه بيشتر داشت ، و يك ذرع بلكه متجاوز عرض شانه و شوكت او بود . ديگر مخلوقات غريب از هر مقوله در اين خانه بسيار است ، چه بحرى و چه برى ، كه از تحرير بيرون است و ديگر آنچه در معادن ، جناب بارى خلق كرده ، از مقولهء